تحرک اجتماعی واقعی و غیر واقعی
هنگامی که یک نقش را ارزش گذاری کنیم پایگاه اجتماعی آن نقش را مشخص نموده ایم.افراد جامعه در ارتباط خود همدیگر را بر اساس نقشهایشان ارزش گذاری می کنند و هر کدام رتبه هایی را کسب می کنند.
پایگاه اجتماعی ارزشی است که یک گروه بر یک نقش اجتماعی می نهد.
بر این اساس می توان جامعه را تقسیم کرد:
افرادی که رتبه های بالاتری دارند پایگاه اجتماعی بالا
افرادی که رتبه های میانی را کسب می کنند پایگاه اجتماعی متوسط
افرادی که رتبه های پایینی را کسب می کنند پایگاه اجتماعی پایین.
جامعه شناسان مفهوم قشر یا لایه را از زمین شناسی اخذ کرده و برای تقسیم بندی افراد در جامعه از آن کمک گرفتند.افرادی که پایگاههای همسانی را کسب می کنند در یک قشر یا لایه قرار می گیرند.با توجه به تغییر و دگرگونی هایی که رخ می دهد افراد جامعه ممکن است که پایگاه اجتماعی خود را تغییر دهند.این تغییر در اصطلاح جامعه شناسی تحرک اجتماعی گفته می شود.
تحرک اجتماعی: انتقال یک شخص یا یک گروه از یک پایگاه اجتماعی به پایگاه اجتماعی دیگر تحرک اجتماعی خوانده می شود.
تحرک اجتماعی بر دو گونه است:
الف) تحرک افقی :انتقال از یک پایگاه به پایگاهی کمابیش مشابه است .مثلا کسانی که شغل خود را تغییر می دهند و شغلی تقریبا همرتبه (از نظر کسب مزایا)را کسب می کنند .
ب) تحرک عمودی:انتقال افراد و جابجایی آنان است در پایگاهی ناهمانندکه ممکن است گاهی این تغییر به سمت پایگاه بالاتری باشد که به آن تحرک صعودی می گویند.پزشک شدن فرزند یک خانواده کارگر تحرک صعودی است.گاهی تحرک انتقال افراد است از رتبه بالاتر به پایین که به آن تحرک نزولی می گویند.راننده شدن فرزند یک پزشک .
با توجه به میزان تحرک اجتماعی جوامع مختلف را می توان تقسیم بندی نمود.
جوامع باز و جوامع بسته .
جوامع بسته جوامعی اند که در آنها تحرک اجتماعی بسیار دشوار است.و جوامعی را جوامع باز می خوانیم که تحرک اجتماعی در آن بسیار زیاد است. البته در کنار این دو نوع از جامعه کاستی هم می توان نام برد که در آن هیچ گونه تحرکی صورت نمی گیرد.
در جامعه متمدن هر کس دارای پایگاه های اجتماعی متعدد است. ولی موثرترین پایگاه شخص پایگاه طبقه ای است. و سایر پایگاه های شخص کمابیش به این پایگاه بستگی دارند.. مقصود از پایگاه طبقه ای پایگاهی است که شخص به سبب عضویت در یکی از طبقات اجتماعی احراز می کند.
برای تعیین پایگاه طبقهای ملاکهای متفاوتی به کار می برند که از آن جمله شغل را می توان نام برد. عدهای نیز مقدار و منبع درآمد را ملاک پایگاه طبقه ای می دانند. عده ای نیز محل سکونت و نوع معیشت را از ملاکهای پایگاه طبقه ای می دانند. اگر هر کدام از عوامل را در بررسی پایگاه افراد در نظر بگیریم بررسیها نتایج متفاوتی خواهند داشت.
در تحرک اجتماعی افراد دو عامل اساسی وجود دارد:
الف)ویژگی های فردی
ب)ساختار اجتماعی
ویژگی های فردی نقشی اساسی در تحرک اجتماعی آنان دارد. ویژگی هایی چون پشتکار ،خطر کردن،نوآوری و خلاقیت،تلاش و قبول مسولیت بیشتر،و.... از جمله ویژگی هایی است که موجب تسهیل تحرک اجتماعی فرد و برخورداری وی از کسب مزایا می شود.
ساختار اجتماعی شرایط اقتصادی ،سیاسی ،فرهنگی و اجتماعی است که افراد درون آن قرار دارند و به سختی بر افراد اثر می گذارد .مساعد بودن این شرایط همراه است با تحرک اجتماعی و الا برعکس آن وقوع می یابد.
فواید تحرک اجتماعی :
1) جلوگیری از نابرابری اجتماعی: تحرک اجتماعی به این معناست که افراد می توانند به مزایای اجتماعی دست یابند و از این طریق فاصله خود را با دیگر اعضای جامعه کم کنند.تلاش افراد در جامعه و رقابت آنها با یکدیگر به مسابقه دو شبیه است که هر کس امیدوار است با تلاش خود رتبه بهتری کسب کند و این انگیزه ای است برای کسب مزایای اجتماعی .
2) تحرک اجتماعی عامل تلاش و پیشرفت: اگر افراد احساس کنند که در پایگاه اجتماعی و شرایط موجودشان خواهند ماند و امکانی برای ارتقا و کسب مزایا برای آنها وجود ندارد خود به خود تلاش کمتری را در نقشهایشان دارند و همین امر می تواند عامل کم کاری ،تقلب ،و..... در جامعه باشد.تلاش فرد به صورت مستقیم اگر چه موجب ارتقای او می شود اما به صورت غیر مستقیم میزان فعالیت ها را در جامعه افزایش می دهد.
3) یکی شدن فرد و جامعه: زمانی که فرد می تواند تحرک اجتماعی داشته باشد از جامعه به عنوان سدی در مقابل خواسته هایش یاد نخواهد کرد بلکه جامعه برای او بستری است برای دست یابی به مزایا و در چنین حالتی فرد هنجارها و ارزشهای جامعه خویش را می پذیرد و به آنها عمل می کند .در جوامعی با این وضعیت میان فرد و جامعه تضادی رخ نخواهد داد.
تحرک اجتماعی کاذب :
اگر امکانات وشرایط واقعی تحرک اجتماعی وجود نداشته باشد شرایطی غیر واقعی شکل می گیرد که در واقع افراد احساس تحرک اجتماعی می کنند در حالی که هیچ نوع تحرک واقعی به معنای کسب مزایای اجتماعی بیشتر یا حرکت از یک پایگاه اجتماعی پایین به پایگاه بالا صورت نگرفته است. تفاوت این امر با تحرک واقعی مربوط به پایدار بودن آن است .در تحرک اجتماعی واقعی فرد به مزایا دست یافته و در نتیجه آثار آن را در زندگی مشاهده می کند . اما در تحرک کاذب احساس تحرک خیلی زود از بین رفته و فرد در سرگردانی و تزلزل موقعیتی ناپایدار قرار می گیرد. تحرک اجتماعی که در آن فرد به سرعت شرایطش تغییر می کند و به دنبال یافتن راه و وسیله ایست که او را به موقعیتی بهتر ارتقا دهد .اگر این تصور در میان افراد جامعه تسری یابد آنها راه اصولی و صحیح کسب مزایا را به کناری نهاده و برای جلو زدن از دیگران به هر اقدامی دست می زنند .اینگونه است که ارزشهای صحیح خود به خود به کناری نهاده شده و ارزشهای جدیدی جایگزین می شوند که فرد برای جلو زدن از دیگران آنها را مبنای کار خود قرار می دهد.امروزه گسترش تبلیغات رسانه ها و به دنبال آن فرهنگ مصرف از عوامل ایجاد تحرک اجتماعی کاذب در جامعه شده اند.
زمانی که به مساله رتبه بندی افراد دقت کنیم آنها را در رتبه های متفاوت می بینیم و به نوعی نابرابری برخورد می کنیم .اما در حقیقت این نابرابری نیست بلکه نابرابری به این معناست که افرادی بیشتر از آنچه که شایستگی آنهاست به مزایای اجتماعی دست می ابند و بسیاری با وجود تلاش فراوان از مزایای کمتری برخوردارند و در نتیجه میزان تحرک آنها گرفته شده است. یا به بیان دیگر برخی در موقعیتی مساعد تر از دیگران قرار دارند.در جامعه ای که نابرابری وجود دارد برخی افراد در پایین نردبانهای تحرک می مانند و برخی در بالای نردبانها .آنچه که دولتها باید به آن توجه نمایند ارتقای افراد بر اساس شایسته سالاری است .یعنی فراهم نمودن شرایطی که همه افراد از شرایطی یکسان برخوردار شوند و با توجه به این شرایط هر کس متناسب با تلاش و کوشش و فعالیتش بتواند به مزایای بیشتری دست پیدا کند و در واقع تحرک اجتماعی پیدا کند .اگر عدالت را به معنی برابری همه از مزایا در نظر بگیریم دیگر تحرک اجتماعی معنایی ندارد و خود به خود در جامعه نابرابری را بوجود آورده ایم.
منبع : علی محمد باجلان (کارشناس ارشد جامعه شناسی)
این وبلاگ مربوط به انجمن علمی-دانشجویی مرکز علمی کاربردی جهاددانشگاهی خرم آباد می باشد.